مناظره ی امام رضا علیه السلام با مسیحیان
امام رضا علیه السلام در این مناظره به جایی می رسد که به
جاثلیق، بزرگ مسیحیان زمان می فرماید:ای
نصرانی، به خدا سوگند ما به آن عیسی ایمان داریم که ایمان به محمد صلی
الله علیه و آله داشت، ولی تنها ایرادی که به پیامبر شما عیسی داریم، این
بود که او کم روزه می گرفت و کم نماز می خواند!
جاثلیق
ناگهان متحیّر شد و گفت: به خدا سوگند علم خود را باطل کردی و پایه کار
خویش را ضعیف نمودی، و من گمان می کردم تو اعلم مسلمانان هستی!
امام علیه السلام : مگر چه شده است؟!
جاثلیق:
به خاطر این که می گویی عیسی ضعیف و کم روزه و کم نماز بود، درحالی که
عیسی حتی یک روز را افطار نکرد و هیچ شبی را به طور کامل نخوابید و صائم
الدهر و قائم اللیل بود.
امام علیه السلام فرمودند : برای چه کسی روزه می گرفت و نماز می خواند؟
جاثلیق
فرو ماند و نتوانست جوابی بدهد، زیرا اگر می گفت برای خدا، با ادعای
الوهیت عیسی علیه السلام که اعتقاد رسمی مسیحیان زمان او به شمار می رفت،
ناسازگار بود
+ نوشته شده در شنبه یکم اسفند 1388ساعت 3:13  توسط هاشمی
|
شدیدتر از فتنه دجال
در كتاب وسائلالشیعة كه توسط شیخ حرّ عاملی گردآوری شده و از زمان تأليف
تاكنون مدار تحقيق و استنباط فقها در احكام شرعی بوده، روایتی از امام رضا
علیهالسلام دربارهی "فتنه" آمده است كه میفرمایند:
"إنّ ممّن ینتحلُ مودّتنا أهلَ البیت، من هو أشدُّ فتنةً علی شیعتِنا من الدّجّال.
فقلتُ: بماذا؟
قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداةِ أولیائِنا. إنّه إذا كان كذلك، اختلطَ
الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم یُعرَف مؤمنٌ من منافقٍ"*
"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت هستند،
1
كسی هست كه در فتنهگری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم:
برای چه؟ (امام) گفت: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان.
چون چنین شد، حق با باطل آمیخته میشود و مؤمن از منافق بازشناخته
نمیشود."
سیمای فتنهگران
بر اساس این بیان حضرت، كسانی كه مدعی مودت اهل بیت هستند، ممكن است فتنههایی بیافرینند كه برای شیعیان واقعی، از فتنهی دجال
2
در آخرالزمان- كه از نشانههای نزدیكی ظهور حضرت حجت(عج) است- شدیدتر و
دشوارتر باشند. بنابراین نمیتوان تنها با ظاهر اشخاص كه خود را محب و
طرفدار حق مینمایانند دل خوش كرد. بلكه باید رفتار و گفتار آنها را با
معیار حق سنجید.
در ادامه دلیل بروز این فتنه، به دوستی گرفتن دشمنان و دشمنی با دوستان
اهل بیت- یعنی اركان دین و ایمان- بیان شده است. این مسئله به نوبهی خود،
موجب اختلاط حق و باطل میشود و چهرهی حقیقت را به شبهه میآلاید تا
جائیكه مؤمن را نمیتوان از منافق بازشناخت.
در واقع امام(ع) با ذكر ویژگی مهم فتنهگران یعنی دوستی با دشمنان و دشمنی
با دوستان، پرده از ترفند آنان برداشته و معیار تشخیص حق و باطل را در
فضای شبههناك بیان فرمودهاند. بر این اساس كارآمدترین شاخص در این باره،
بصیرت در تمسك به دو اصل "ولایت دوستان و برائت از دشمنان" است كه در
آموزههای دینی، لازمهی ایمان شمرده شدهاند.
3
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 19:50  توسط هاشمی
|
بسم الله الرحمن الرحیم
چنان باش كه هميشه زنده ای و چنان باش كه فردا میميری
يكی از لطيفترين احاديث ، در زمينه دعوت به
عمل و ترك لاقيدی و پشت سر اندازی چه در كارهای به اصطلاح دنيائی و چه در
كارهای آخرتی .
حديث معروفی است كه در كتب حديث و غير
حديث نقل شده و جزء وصايای حضرت امام مجتبی ( ع ) در مرض وفات نيز
آمده است به اين مضمون :
چنانكه ملاحظه میكنيم ، طبق يكی از اين دو تفسير در كار دنيا بايد لاقيد
و لاابالی و بی مسؤوليت بود ، و طبق تفسير ديگر در كار آخرت بايد چنين
بود . بديهی است كه هيچكدام از اين دو تفسير نمیتواند مورد قبول باشد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 3:33  توسط هاشمی
|
اشتباه کردید که عوض کردید
زندگی ساده و بی آلایش رهبر انقلاب از آغاز تا اکنون یادآور عکس و تصویرهایی است که از منزل بی تکلف امام منتشر شده و خاطراتی که از ایشان هنوز در میان حرف و حدیث های روزمره انقلابیون موج می زند. و اکنون اگر چه رهبر انقلاب نیز بر همان مشی هستند؛ اما پرهیز ایشان از انتشار چنین خاطراتی شاید بسیاری از ناگفته ها را ناگفته باقی گذاشته است.
آنچه در پی می آید گزیده ای است از اظهارنظرهای شخصیت های مختلف پیرامون زندگی رهبر انقلاب. کسی که پیشتر در خصوص سال های آغازین زندگی اش این چنین تعریف می کرد:«پدرم روحانى معروفى بود اما خیلى پارسا و گوشه گیر… زندگى ما به سختى مىگذشت. من یادم هست شبهایى اتفاق میافتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیه میکرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.»
حجتالاسلام سیدعلی اكبری: «ما زمانی خدمت ایشان رفتیم و از آقا درخواست نمودیم تا اجازه بفرمایند از داخل منزلشان و وضیعت زندگیشان فیلمبرداری کنیم، تا مردم وضیعت زندگی رهبر خود را ببینند و بفهمند که ایشان چگونه زندگی میکنند. آقا فرمودند: اگر شما بخواهید زندگی مرا نشان بدهید میترسم خیلیها باور نکنند.»
سردار سرلشکر سیدرحیم صفوی: «روزی که در منزل مقام رهبری، در خدمت ایشان بودم، بحث قدری به طول انجامید و نزدیک مغرب شد. پس از نماز، معظمله با مهربانی به من فرمودند:آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید. بنده در عین حال که این را توفیقی میدانستم، خدمتشان عرض کردم:اسباب زحمت می شود. مقام معظم رهبری فرمودند:نه، بمانید؛ هرچه هست با هم میخوریم. وقتیکه سفره را گشودند و شام را آوردند، دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست.»
مقام معظم رهبری:
خرجهای گزاف نداشته باشید؛ تشریفات و ریخت و پاش نداشته باشید. خود آقا هم در زندگی خصوصیشان، دقیقاً همین طور عمل میکنند
حجتالاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی: «با اینکه مقام معظم رهبری میتوانند از همهی امکانات مادی بهرهمند شوند، سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یک شهروند معمولی پایینتر است. معظملَه علاوه بر این که از یک زندگی معمولی سطح پایین بهره میبرند، دائماً به مسوولان سفارش می کنند:مواظب زندگی خود باشید. اسراف نکنید. آیتالله خامنهای معتقدند که مردم را باید عملاً به ساده زیستی دعوت نمود. خودشان در صف مقدم این دعوت هستند. ایشان در مناسبتهای خاصی که برنامه خواندن صیغهی عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود یک ربع، عروس و داماد و خانوادههای آنها را به رعایت صرفهجویی دعوت مینمایند و میفرمایند:خرجهای گزاف نداشته باشید؛ تشریفات و ریخت و پاش نداشته باشید. خود آقا هم در زندگی خصوصیشان، دقیقاً همین طور عمل میکنند. معظمله نه حقوق از جایی دریافت میکنند و نه از وجوهاتی که از اطراف و اکناف خدمت ایشان میآید، برای زندگی شخصی خود استفاده میکنند. زندگی ایشان از طریق هدایا و نذوراتی است که علاقهمندان و ارادتمندان معظم لَه تقدیم میکنند. فرزندان آقا هم همین طور زندگی میکنند و همین سادگی و ساده زیستی را دارند.»
حضرت آیتالله جوادی آملی: «یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد، آیتالله خامنهای به وی نگاهی کرد و فرمود: شما به منزل بروید. من خدمت ایشان عرض کردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست کردهام که باهم باشیم. آقا فرمودند: این غذا از بیتالمال است، شما هم مهمان بیتالمال هستید. برای بچهها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل کنند. من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.»
پس از گذشت حدود یک ربع، یک بشقاب برنج ساده با یک کاسه کوچک خورشت معمولی خیلی متوسط و مختصر آوردند. قدری هم شاید نان و پنیر و ماست همراه آن بود. آنها را نصف کردیم و با هم خوردیم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 3:30  توسط هاشمی
|
پیشگیرى از افسردگى با نماز صبح
افسردگى
(DEPRESSION) حالتى احساسى است كه مشخصهاش اندوه، بىاحساسى (APATHY) ،
بدبینى (PESSIMISM) و احساس تنهایى است. این بیمارى كه امروزه از شیوع
بالایى در میان مراجعه كنندگان به كلینیكهاى روانپزشكى برخوردار است،
داراى تظاهرات متنوع و زیادى بوده كه از مهمترین آنها مىتوان به اختلالات
خواب اشاره نمود. تحقیقات نشان مىدهد 75 درصد از بیماران افسرده مشكلى در
خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنین علایم این
بیماران در هنگام صبح تشدید مىشود. نكته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما
این است كه در این بیماران چگالى (REM حركت سریع چشم) در نیمه اول خواب و
همچنین كل زمان REM افزایش یافته و فاصله میان به خواب رفتن تا شروع اولین
دوره REM یعنى ( LATENCY - REM) كم شده و مرحله 4 خواب نیز كاهش مىیابد.
(1)
پس به عبارت سادهتر مىتوان گفت، افراد افسرده زمان بیشترى را
در مرحله خواب REM به سر مىبرند. یعنى به میزان بیشترى نسبت به سایرین
خواب مىبینند.
یك
روش درمانى جدید براى بیماران افسرده، بیدار نگه داشتن آنها براى كاهش
میزان REM است، كه بهترین شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد
تاكید قرآن و همچنین بسیارى از روایات بوده، سبب كاهش قابل توجه میزان
خواب REM در اشخاص مىشود. زیرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه
نماز صبح مىداند و باید صبحگاه بیدار شود، پس در حقیقت جلوى ورود به
مرحله قابل توجهى از REM را مىگیرد. از این جهت بیدارى صبحگاهى براى
نماز خود به تنهایى مىتواند یك عامل مهم بدون عارضه در پیشگیرى از
افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روشهاى درمانى دارویى و غیر دارویى ارجح
است، چرا كه پیشگیرى بر درمان مقدم است .
حال ببینیم، این موضوع چه ارتباطى با نماز صبح دارد، یعنى نماز صبح چه اثر درمانى مىتواند در این بیماران داشته باشد؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 20:26  توسط هاشمی
|
روزى امام سجّاد علیه السّلام مشغول
خوندن نماز بود، كه در بین نماز عباى آن حضرت از روى شانه اش افتاد و حضرت
بدون كمترین توجّهى نسبت به آن ، با همان حالت به نماز خود ادامه داد.
چون
از نماز فارغ شد یكى از اصحاب آن حضرت جلو آمد و اظهار داشت : یاابن رسول
اللّه ! چرا هنگامى كه عبا از روى شانه شما افتاد، بدون توجّه به آن ، به
نماز خود ادامه دادى !؟
امام علیه السّلام فرمود: این چه اعتراضى است كه مطرح مى كنى !؟
آیا مى دانى من در حال نماز، در مقابل چه كسى قرار داشتم ؛ و با چه كسى سخن مى گفتم ؟
آیا توجّه ندارى ، هر مقدارى كه از نماز با خلوص و توجّه كامل به خداوند متعال باشد به همان مقدار مقبول درگاه الهى قرار مى گیرد.
آن شخص گفت : پس واى بر حال ما، كه بیچاره هستیم .
و
حضرت فرمود: از لطف و رحمت پروردگار مهربان ناامید نباشید، چون خداوند
متعال به وسیله نمازهاى نافله ، نواقص نماز را تكمیل و جبران مى نماید.
مستدرك الوسائل : ج 4، ص 103، ح 29.
در ادامه مطلب بخوانید نافله ی نمازها را چگونه بخوانیم
.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 22:36  توسط هاشمی
|
بسم الله الرحمن الرحیم

إنَّ
الْمُبَذِّرینَ کانوا إخْوانَ الشَّیاطین
( سوره مبارکه اسراء 27) یکی از موارد اسراف، زیاد غذا خوردن است. شکم را نباید از غذا پر کرد.
چون وقتى معده از غذا پر مى شود، معده و کبد خوب کار نمى کند و کلیه ها خسته مى شود
و نمى تواند سموم بدن را دفع کند. لذا مغز با خون مسموم تغذیه مى شود و این شخص
همیشه محزون و اندوهگین و قیافه اش زرد و تاریک است!
امیرالمؤمنین علیه السلام
به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود: حسن جان، چهار کار انجام بده، در
تمام عمر مریض نخواهى شد: 1. بر سر سفره منشین، مگر گرسنه باشى. (خصال 228) نفرمود:
هر وقت اشتها دارى غذا بخور. اگر این طور باشد انسان بیشتر اوقات اشتها دارد چیزى
بخورد. این جوع و گرسنگى نیست، گرسنگى آن است که اگر نخورى، به حالت مردن بیفتى.
البتّه قبلاً هم گفته ام که تا مى توانید، گرسنه بمانید. خداوند کریم مى فرماید:
کُلوا وَاشْرَبوا وَلا تُسْرِفوا (بخورید و
بیاشامید ولى زیاده روى مکنید.) (اعراف31)
ویکتور پوشه در کتاب جوان بمانید
مى نویسد: "انسان گور خویش را با دندان هاى خودش مى کند." یعنى زیاد غذا مى خورد،
لذا به معده و کلیه ها فشار مى آورد و در نتیجه کلیه نمى تواند سموم بدن را بگیرد و
بدن با خون مسموم تغذیه مى کند. کسانی که غذاى کم و مقوّى مى خورند، سالم و قوى
هستند،

ولى مردم ایران یک کاسه آش رشته و پس از آن هم چند لیوان آب مى خورند! در
نتیجه معده ضعیف مى شود و باید مرتّب قرص و شربت بخورد! این ها به خاطر این است که
اسراف کرده و زیاد خورده است. کسى که مى داند پرخورى باعث سوء هاضمه مى شود، در
خوردن غذا زیاده روى نمى کند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 22:27  توسط هاشمی
|
بسم الله الرحمن الرحیم
واقعاً بشر، موجود عجیبى است.
مى گویند: روزى مار به زنبور گفت: سم من اثر نمى کند،
خیال، مردم را مى کشد. زنبور گفت: نه، سم تو مردم را مى کشد. مار گفت: براى آن که
بفهمى فقط خیال است؛ تو بزن، من خودم را نشان مى دهم. زنبور به شخصى زد و مار خودش
را نشان داد، مرد افتاد و مُرد!
گفت: حالا من مى زنم، تو خودت را نشان بده. مار زد
و زنبور خودش را نشان داد، آن شخص گفت: آخ، زنبور دستم را زد، قدرى آمونیاک مالیدند
و خوب شد.
مالاریا
شخصى به مرض مالاریا مبتلا بود، به دکتر مراجعه کرد، دکتر گفت: معالجه ى من یک شرط
دارد و آن این که خانه ات را بفروشى، گفت: من آمده ام تا معالجه ام کنى، تو مى گویى
خانه ام را بفروشم، چه ربطى به مرضم دارد؟ گفت: غیر از این چاره اى نیست. مریض چون
به این دکتر عقیده داشت، خانه را عوض کرد. پس از مدتى مالاریا خوب شد. در گذشته
مالاریا زیاد بود، سر ساعت معینى تب و لرز به سراغ انسان مى آمد. پس از آن که خوب
شد، پیش دکتر رفت و گفت: ما که خوب شدیم، ولى بفرمایید سر این مطلب چه بود و فروش
خانه با خوب شدن چه ربطى داشت؟ گفت: نشان کرده بودى که وقتى آفتاب مثلاً به آجر سوم
دیوار حیاط مى رسید، مى گفتی: الآن مى لرزم و تب مى کنم چون این مطلب را به خودت
تلقین کرده بودى، در موعد مقرر تب و لرز مى آمد. خانه را که عوض کردى، نشانه ى تو
به هم خورد، تب هم از بین رفت!
مرحوم علامه کرباسچیان
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 3:56  توسط هاشمی
|
بسم الله الرحمن الرحیم

امام حسین علیه السلام فرمودند:
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع می شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود .
(محجه البیصاء ج 4،ص 228)
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 19:48  توسط هاشمی
|
به نام خدا
شهرداری سنگ بزرگى را در يک جاده اصلى قرار داد.
سپس در
گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر میدارد. برخى از
بازرگانان ثروتمند به کنار سنگ رسیدند آن را دور زدند
و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شهردار بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛ امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند!
سپس
يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت
و
شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او
بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد.
هنگامى که سراغ
بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد

متوجه شد
کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد
پر از سکههاى
طلا بود و يادداشتى از جانب شهردار که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از
جاده کنار بزند.
آن مرد روستايى چيزى را میدانست که بسيارى از ما نمیدانيم!
هر مانعى = فرصتی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 19:25  توسط هاشمی
|